بابا بچه درس خونااااااااااا سلام
بس کنید تورو خدا اخه مگه کارو زندگی ندارین اینقدر می شینید پای این کتابا (یکی نیست به خودم بگه)
نمی دونید من در دوران امتحان چه روزگار فلاکت باری رو گذروندم .....
وااااااااااااااااااااای
حالا که هنوز کنکور ندادم فکرشو کن اون موقع چی می کشم (البته لازم به ذکره بگم که بنده اهداف بسیار درخشانی دارم که در جهت بر اورده شدن ان ها باید تا پای مرگ برم....از حالا فاتحه )
خوووووووب داشتم می گفتم
چی می گفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه هیچی نمی گفتم .........
اها یادم اومد (نگران نشید از بیماری شایع بین دانش اموزانه)
نمی دونم تا حالا شده با یه معلم یا یه استاد بشینید بحث کنید؟(منظورم از اون استادا ست)
خوب مسلما شده
من که یه بار کردم (ای بی ادب .....بحث کردم)واسه هفت پشتم بسم بود
فکر می کنم بتونید پیش بینی کنید که چه بر من گذشت (استغفرالله مگه دست بر دار بود یه ریز پشت سر هم حرف می زد)
-ببینید خانوم محترم من...
-نه خانومم اخه شما متوجه نیستید وقتی من می گم اینجوری حتما یه دلیلی دارم....
-اااا...........
-نه عزیزم شما صحبت نکن من برات توضیح می دم..
-نه نمی خوام ملتفت شدم ...
-اخه نمی شه من موظفم که این چیزارو واست بگم....
در این هنگام ....یه هوووووووووووووو ... یه خانومی هم تیپ همونی که گیرش افتاده بودم اومد گفت خواهر یه لحظه ...
در این هنگام بنده با سرعتی بیش از نور جیم شدم.
و دبیر مربوطه هر چی این ور اون ور رو گشت بنده رو نیافت ..
اخیییییییییییییییییییییییییییییییییییی
راحت شدم بابا
نتیجه گیری:
۱.با یه دبیر (استاد)حزب الله ی و غیر منطقی به بحث در رابطه با هیچ موضوعی نپردازید.
۲.در معاشرت با اینگونه افراد اگر وقتتان را دوست دارید به ظاهر توجه نموده تا ایشان دو ساعت برایتان دلیل و منطق نیاورد(اخه نمی گه مردم برای خودشون اعتقاداتی دارن همه که نباید مثل خودش باشن.)
۳.وقتی می خوای به بحث بپردازی به عوابقش فکر کن
۴. بهت پیشنهاد می کنم نظر بدی وگرنه.......
مواظب خودتون باشید
تا بعد پریا
|
+| نوشته شده توسط
پریا در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
|